خورشاه بن قباد الحسينى
176
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
رَبِّكِ [ 135 ] راضِيَةً مَرْضِيَّةً » « 1 » به گوش هوشش « 2 » رسيده و به حكم كريمهء « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » « 3 » از دست ساقى اجل ساغر فنا دركشيد و روح رفيع القدرش به مركز اصلى و اصل گرديد . حضرت شاه دينپرور از مصيبت برادر به جان برابر بسى متألم و متأثر گرديد ، زيرا كه شاهزادهء مرحوم برادر اعيانى آن حضرت بود و او را از جميع برادران دوست [ تر ] « 4 » مىداشت و اكثر اوقات با هم مىبودند و شاهزادهء سعيد مغفور نيز در اطاعت امر مطاع به غايت مىكوشيد و در رعايت قوانين آداب جدّ تمام مىنمود ، چنانچه چند مرتبه محرّر « 5 » اين اجزا در مجلس بهشتآسا حاضر بود و مشاهده مىكرد كه در وقت كشيدن « 6 » طعام و گستردن سفره ، شاهزادهء مرحوم طشت و آفتابه پيش مىبرد تا حضرت شاه خلافتپناه دست مبارك را بشويد و امثال اين خدمات بسيار به ظهور مىرسانيد . بالجمله ، چون رأى حضرت شاه عالمپناه محيط بود به « 7 » آنكه فناى هر ممكنى از قبيل واجبات و دوام و بقاى هر محدّثى از مقولهء ممتنعات است ، به اشارت با بشارت « وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » « 8 » صبر و شكيبايى را شعار خويش ساخته از براى روح شاهزادهء سعيد مرحوم ، انواع خيرات و مبرّات و اصناف صدقات به مستحقان و صعاليك « 9 » رسانيده نعش ارجمندش را به مشهد مقدّس ، سلطان اوليا ، كهف الوراى « 10 » ، على ابن موسى الرضا - عليه التحيّه و على آبائهم الكرام - فرستاد تا در زير قدم مبارك امام عليه السّلام مدفون ساختند . مدّت عمر شريفش از سى سال زياده نبود . شعر خورشيد كه هست خسرو چرخ برين * دارد همهء روى زمين زير نگين هر روز كمالش به زواليست قرين * پيوسته چنين بود جهان را آيين
--> ( 1 ) . فجر ( 89 ) ، آيه 28 . ( 2 ) . ت : هوش . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 185 . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . ب : مجرد . ( 6 ) . ب : گستردن . ( 7 ) . ت : با . ( 8 ) . بقره ( 2 ) ، آيات 155 و 156 . ( 9 ) . ب : ضعفاليك . ( 10 ) . ب و ت : الورا .